خرید بک لینک
توی جاده پا میذارم جادهها رو جا میذارم خودمُ بالا میآرم روی زندگی میبارم رویِ سیمان، یه درختم بذا فِک کنن که سختم که بشینم لبِ تختم پا بذارم روی بختم باید انتقام بگیرم ولی از ستیزه سیرم سرنوشتُ م

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 22:08

پیشازاین مطلبی با عنوان «گفتوگوی پیشفرضمدارانه بهمثابۀ گونهای خودتخریبی» نوشتم. «گفتوگو و سلطه» نیز در ادامۀ دغدغۀ من دربارۀ این رفتار سهلوممتنع است. اتفاق نظر داریم که گفتوگو از خاستگاهِ منط

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 22:08

در گسترۀ ادبیات و انتزاع، هیچگاه برای یک سؤال، یک جواب قطعی وجود ندارد. شاید بههمیندلیل باشد که الزاماً از دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات – هرچند معتبر – یک نویسنده یا شاعر استخراج نخواهد شد. اگ

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 22:08

ورق ورق از غم با باد که بردمشیشۀ سوگم پاره پارهتقاص چه بودمن گناهکارمفرشتهها مرا لای دستمال پیچیدندپَستهمپایۀ تمام انسانهاکه زمین فاضلاب کائنات نبود مگر؟کاری از شعر بر نیامدلغزید و ریخت و مثل تکّه

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 22:08

صفحه بندی